در را باز کن؛ حسان


حسین منی و انا من حسین
برای مشاهده در اندازه اصلی روی تصویر کلیک نمایید

 
خسته دل، از رنج هجرانیم، در را باز کن
هر که هستیم از محبّانیم، در را باز کن

لطف و احسان بر ضعیفان، عادت دیرین توست
مستمند و، بس پریشانیم، در را باز کن

بارگاهت باب رحمت، کربلایت جنت است
تا به کی در پشت در مانیم؟ در را باز کن

زندگی دور از تو، زندان است ما را یا حسین
سال‌ها در کنج زندانیم، در را باز کن

بسته شد این راه اگر، راه گنه مسدود نیست
ما همه محتاج غفرانیم، در را باز کن

بار سنگین گناهان، پشت ما را خرد کرد
خسته دل، افتان و خیزانیم، در را باز کن

جز حریم پاک تو، ما را نباشد ملجأی
گرچه بس آلوده دامانیم، در را باز کن

گر فراق تو، مجازات گنه کاری ماست
حالیا دیگر پشیمانیم، در را باز کن

ای که هستی همچو احمد «رحمهٌ للعالَمین»
تا که سهم خویش بستانیم، در را باز کن

ای طبیب دردمندان، ای پناه بی کسان
بی کس و محتاج درمانیم، در را باز کن

میزبان عالم امکان، تو هستی یا حسین
راه را بگشا که مهمانیم، در را باز کن

رمز«یا زهرا» در فتح المبین بر ما گشود
یار و پشتیبان قرآنیم، در را باز کن

چون گدایان دیده بر درگاه تو دارد (حسان)
مستحقِ جود و احسانیم، در را باز کن

شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان)
منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *