بایگانی دسته: تصویر

اگر چه اسیر گناهم/ مرا هم بخوان با نگاهت


السلام علی الحسین

برای مشاهده در اندازه اصلی روی عکس کلیک نمایید

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

اگر چه اسیر گناهم/ مرا هم بخوان با نگاهت
که این سو و آن سو نمانم/ بیایم سوی خیمه گاهت
مرا هم گرفتار خود کن/ که از مهر تو پر شود دل
که از هرچه جز با تو بودن/ پشیمان شود، حر شود دل
خوشا جان و دل را/ به کوی تو بردن
خوشا دل سپردن/ خوشا سر سپردن
(یاحسین یابن الزهرا)

خوشا خون آن عاشقانی/ که در راه تو بر زمین ریخت
خدا خونبهایش شد آن دم/ که با خون پاک تو آمیخت
خوشا چون “حبیب” از محبت/ به شوق تو از جان گذشتن
خوشا چون “سعید” از سعادت/ شهید نماز تو گشتن
خوشا بُشر و ادهم / خوشا جون و نافع
خوشا سیف و اسلم/ خوشا سعد و رافع
(یاحسین یابن الزهرا)

خدایا به خون شهیدان / به آوینی و باکری‌ها
به چمران و صیاد و همت / به تهرانی و باقری‌ها
دل سنگ ما را هم امشب/ تو با یادشان با صفا کن
همانها که در وصفشان است / من المومنینَ رجالٌ
شده تازه در دل / هوای شهادت
ببر جان ما را / سوی کربلایت
(یاحسین یابن الزهرا)

شاعر: مهدی سیار
مداح: میثم مطیعی


لینک دانلود (۸٫۴۳ مگابایت)

شعرخوانی درباره حضرت ام البنین در محضر رهبری

 
شعر زیر توسط آقای محسن رضوانی درباره مقام حضرت ام البنین سلام الله علیها در محضر رهبر معظم انقلاب خوانده شده است.
 
رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی
معمای ادب را با همین ابیات حل کردی

رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو
میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردی

فرستادی به قربانگاه اسماعیل‌هایت را
همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی

کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند
تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی

خودش را در کنار مادرش حس کرد بغضش ناگهان وا شد
خدا را شکر بودی زینب خود را بغل کردی

چه شیری داده‌ای شیران خود را که شهادت را
درون کامشان شیرین‌تر از شهد و عسل کردی

رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد
به تیغ اشک خود، اعرابشان را بی‌محل کردی

شاعر: محسن رضوانی

http://s15.khamenei.ir/ndata/news/20651/13910514_4533_64k.mp3
لینک دانلود (۱٫۵۴ مگابایت)

دلــم هـوای تو کرده شه خراسـانی


مشهد, حرم امام رضا علیه السلام
برای مشاهده در اندازه اصلی روی تصویر کلیک نمایید

 
دلــم هـوای تو کرده شه خراسـانی
چه می شود که بیایم حرم به مهمانی

دلــم زکثرت زشتی بریده آقاجان
عنایتی که بیایم تویی که درمانی

مرا و گریه شبی در حریم تو کافی است
رفیق گـریـه‌ی من،گریــه‌های طوفانـی

بیا و زندگی‌ام را چنین مهیا کن
که پیـش پای تو آقا شوم قربانی

تمام آنچه که دادی مرا،زکف دادم
ببین که دشت پر از گل شده بیابانی

چه می شود که قیامت بگویم این جمله
دلــم هوای تو کرده شه خراسـانی

شاعر: علی بهزادپور
منبع

ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ، ﺍﺯ کرﺑﻼ‌ ﺑﮕﻮ …


کربلا, حرم امام حسین علیه السلام
برای مشاهده در اندازه اصلی روی تصویر کلیک نمایید

 
ﺗﻔﺴﯿـﺮ ﻋﺸــﻖ، ﺩﺭﺱ ﺍﻟﻔﺒـــﺎﯼ ﮐﺮﺑـــﻼ‌ﺳﺖ
ﻟﺐ ﺗﺸﻨﻪ، ﺧﻀـﺮ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺻﺤـﺮﺍﯼ ﮐﺮبـــﻼ‌ﺳﺖ

ﺑﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺷﻮﺭﺵ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺧﻠﻖ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ
ﻧﯿـــﻞ ﻓـــﺮﺍﺕ ﺗﺸﻨﻪ ﻣﻮﺳـــﺎﯼ ﮐﺮﺑـــﻼ‌ﺳﺖ

ﻋﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭﮔﻔﺖ
ﻋــﺮﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﮎ، ﻣﺴﯿﺤــﺎﯼ ﮐﺮﺑـــﻼ‌ﺳﺖ

ﺑﺎﯾـــﺪ ﻋﻠـــﯽ ﺷـــﻮﺩ ﺯﮐﺮﯾـــﺎﯼ ﮐﺮﺑـــﻼ‌
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻧﯽ ﺳـﺮ ﯾﺤﯿــﺎﯼ ﮐﺮﺑـــﻼ‌ﺳﺖ

ﻣﺠﻨـــﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﭼﻪ ﭼﺸـــﻢ ﻫﺎ
ﺩﻧﺒـــﺎﻝ ﺭﺩّ ﻣﺤﻤـــﻞ ﻟﯿـــﻼ‌ﯼ ﮐﺮﺑـــﻼ‌ﺳﺖ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳـﺎﻝ ﺍﺯ ﺷﻬــﺎﺩﺗﺶ
ﺧﻠﻘﺖ ﻫﻨــﻮﺯ ﻣــﺎﺕ ﻣﻌﻤّـــای ﮐﺮﺑـــﻼ‌ﺳﺖ

ﺍﯼ ﺑﺎ ﺧﺒــﺮ ﺯ ﺳـــﺮّ ﻣﻌﻤــﺎ ،ﺷﻤـــﺎ ﺑﮕـﻮ
ﺍﯼ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥِ ﻧﺎﺣﯿـﻪ ،ﺁﻗــﺎ ،ﺷﻤـــﺎ ﺑﮕـﻮ

ﺁﻫﯽ ﺑﮑﺶ، ﺑﻪ ﺑــﺎﺩ ﺑــﺪﻩ ﺩﻭﺩﻣـــﺎﻥ ﻣـــﺎ
ﺷﻌﺮﯼ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺷﻌﻠﻪ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻣـــﺎ

ﺻﻤﺼــﺎﻡ ﺍﻧﺘﻘـــﺎﻡ ﺧـــﺪﺍ ﺻﺒـــﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﺪ
ﯾﮏ ﺷﺐ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺸﻮﯼ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﻣـــﺎ

ﺗـــﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑـــﺰﻥ، ﺍﺯ کربلا ﺑــﮕـﻮ
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﭼﺎﺭﺩﻩ ﺳــﺪﻩ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺯﻣـــﺎﻥ ﻣـــﺎ

ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗـﻮ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﺶ «ﻧﺎﺣﯿﻪ»
ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺩ ﻓـــﺪﺍﯾﺶ ﮐﺴﺎﻥ ﻣـــﺎ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺿﻪ ﻫـــﺎﯼ ﺑﺎﺯ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻟﺴـــﻼ‌ﻡ ﻫﺎﺵ
ﻟﮑﻨﺖ ﮔﺮﻓﺘــﻪ ﺍﺳﺖ ﺳـــﺮﺍ ﭘﺎ ﺯﺑـــﺎﻥ ﻣـــﺎ

ﺷﺄﻥ ﻧﺰﻭﻝ ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺧــوﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﺎﺭﺩ ﺑﮕــﺬﺭﺩ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨـــﻮﺍﻥ ﻣـــﺎ

ﺍﺭﺑﺎﺏ ﻣﻘﺘـﻞ، ﻋﺎﺯﻡ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻧﯿـــﺰﻩ ﻫﺎﺳﺖ
ﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﺑﺮ ﺩﻟﻢ …ﺳﻨـﺪﺵ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﺰﻩ ﻫﺎﺳﺖ

ﺁﻗـــﺎ ﻧﻮﺷﺘـﻪ ﺍﻧـــﺪ ﮐﻪ ﺟــﺪﺕ ﮐﻔﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﮔﯿــﺮﻡ ﮐﻔﻦ ﻧﺒـــﻮﺩ، ﭼﺮﺍ ﭘﯿـــﺮﻫﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ!

ﺍﺯ ﭘـــﺎﯾﮑﻮﺏ ﺍﺳـﺐ ﺳــﻮﺍﺭﺍﻥ ﺷﻨﯿـــﺪﻩ ﺍﻡ
ﺑﺮﺩﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻧﯿـــﺰﻩ، ﺳﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ

ﭘﯿﭽﯿـــﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺧــﻮﺩﺵ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﻋﻄــﺶ
ﺩﺍﻏﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﺟﮕﺮ ﺧﻮﺩ،ﺣﺴﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ

ﺍﻧﮕﺸﺘــﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧـﻮﺩﺵ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑــﻮﺩ ﮐﻮ؟
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻫﯿـﭻ ﻭﻗﺖ ﻋﻘﯿــﻖ ﯾﻤــﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ

ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻗﺎﺗﻞ ﻭ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﺧﯿﻤﻪ ﻫﺎ
ﻫﻤــﺮﺍﻩ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺧﻮﺩ، ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺯﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ

ﺣﻖ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺳﺖ،ﺷﺎﻡ ﻭ ﺳﺤﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺟﺎﯼ ﺳـﺮﺷﮏ ﺧﻮﻥ ﺟﮕﺮ، ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ…

شاعر: علی عباسی

در را باز کن؛ حسان


حسین منی و انا من حسین
برای مشاهده در اندازه اصلی روی تصویر کلیک نمایید

 
خسته دل، از رنج هجرانیم، در را باز کن
هر که هستیم از محبّانیم، در را باز کن

لطف و احسان بر ضعیفان، عادت دیرین توست
مستمند و، بس پریشانیم، در را باز کن

بارگاهت باب رحمت، کربلایت جنت است
تا به کی در پشت در مانیم؟ در را باز کن

زندگی دور از تو، زندان است ما را یا حسین
سال‌ها در کنج زندانیم، در را باز کن

بسته شد این راه اگر، راه گنه مسدود نیست
ما همه محتاج غفرانیم، در را باز کن

بار سنگین گناهان، پشت ما را خرد کرد
خسته دل، افتان و خیزانیم، در را باز کن

جز حریم پاک تو، ما را نباشد ملجأی
گرچه بس آلوده دامانیم، در را باز کن

گر فراق تو، مجازات گنه کاری ماست
حالیا دیگر پشیمانیم، در را باز کن

ای که هستی همچو احمد «رحمهٌ للعالَمین»
تا که سهم خویش بستانیم، در را باز کن

ای طبیب دردمندان، ای پناه بی کسان
بی کس و محتاج درمانیم، در را باز کن

میزبان عالم امکان، تو هستی یا حسین
راه را بگشا که مهمانیم، در را باز کن

رمز«یا زهرا» در فتح المبین بر ما گشود
یار و پشتیبان قرآنیم، در را باز کن

چون گدایان دیده بر درگاه تو دارد (حسان)
مستحقِ جود و احسانیم، در را باز کن

شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان)
منبع

وفات حضرت معصومه سلام الله علیها؛ محمود کریمی


وفات حضرت معصومه سلام الله علیها
برای مشاهده در اندازه اصلی روی عکس کلیک نمایید

 
روضه حاج محمود کریمی به مناسبت وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

لینک دریافت (۱۳٫۴ مگابایت)

جود و کرامت از کرمش جاودان شده
هر چه دخیل هست به سویش روان شده

جبریل هم اگر برسد در حریم او
حس میکند که وارد صحن جنان شده

او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است
در پشت آن جمال، جلالی نهان شده

از چه تمام فاطمه‌ها عمرشان کم است
دنیا چرا به «فاطمه» نا مهربان شده

خواهر حریف هجر برادر نمی‌شود
بیهوده نیست این همه قدش کمان شده

با احترام آمد و با احترام رفت
هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده

دور و برش فرشته نگهبان معجرش
پس ما فدای زینب بی پاسبان شده

گاهی میان محمل نامحرمان شهر
گاهی میان محمل بی سایبان شده

شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد
شکر خدا برادر تو خیزران نخورد

شاعر: علی اکبر لطیفیان

صلوات خاصه امام حسن عسگری علیه السلام

صلوات خاصه امام حسن عسگری

صلوات خاصه امام حسن عسگری علیه السلام:

اَللّهُمّ صَلِّ عَلی الحَسَنِ بنِ علیِّ بنِ مُحَمَّد، اَلبَرِّ التَّقِیِّ الصّادِقِ الوَفِیِّ النُّورِ المُضیء، خازِنِ عِلمِک وَ المُذَکِّرِ بِتَوحیدِک وَ وَلیِّ اَمرِک وَ خَلَفِ اَئِمَّهِ الدّینِ الهُداهِ الرّاشِدینَ وَ الحُجَّهِ عَلی اَهلِ الدُّنیا فَصَلِّ عَلَیهِ یا رَبِّ اَفضَل ما صَلَّیتَ عَلی آَحَدٍ مِن اَصفیائِک وَ حُجَجِکَ وَ اَولادِ رُسُلِکَ یا اِلهَ العالَمین

میلاد امام حسن عسگری علیه السلام؛ سیدرضا مؤید

میلاد امام حسن عسگری علیه السلام مبارک باد

میلاد امام حسن عسگری علیه السلام
برای مشاهده در اندازه واقعی روی عکس کلیک نمایید

 
باز دل شکسته ام نوای دیگر آورد
پرده ی بهتری زند، نغمه ی خوش تر آورد
لئالی کلام را ز طبع من بر آورد
مگر ثنای عسکری حجت داور آورد

که اگه از مقام او، کسی به جز اله نیست
نسیم درک و عقل را در این حریم راه نیست

عبد خدا که داده حق، خدایی از عبادتش
بسته شده به طوق جان سلسله‌ی ارادتش
رام شده وحوش هم، به درگه سیادتش
حقیقت غدیر خم، جلوه گر از ولادتش

ولادتش به هشتم ربیع ثانی آمده
جهان پیر را از این مژده، جوانی آمده

به سامرا نظر کن و جلوه‌ی ذوالکرام بین
قِران مهر و ماه را در این خجسته شام بین
باب امام عصر را فراز دست مام بین
دهم امام را به بر یازدهم امام بین

چشم علی منور از جمال ماه پاره‌اش
فاطمه کو؟ که بنگرد، بر حسن دوباره‌اش

نور ولایتش به رخ ردای خلقتش به بر
لوای عصمتش به کف تاج شفاعتش به سر
بر همه هستی‌اش نظر در همه عالمش گذر
امام هادی‌اش پدر حضرت مهدی‌اش پسر

خلایقند چاکرش ملائکند عسکرش
هیچ کسی نمی رود به نا‌امیدی از درش

رسالت پیمبران تکیه زده به دوش او
درس هدایت بشر زمزمه‌‌ی سروش او
وضع جهان و چشم او راز نهان و گوش او
حصار ظلم ظالمان شکسته از خروش او

به دوره‌ای که معتمد کرد فزون نفاق را
به هم درید سعی او پرده‌ی اختناق را

بهشت علم پرورد آب و هوای گلشنش
اهل کمال، خوشه چین، ز گوشه های خرمنش
حکیم مانده از سخن، به وقت درس گفتنش
امام عصر تربیت، یافته روی دامنش

نهال عصمتی چنان بر آورد چنین ثمر
درود ما بر آن پدر سلام ما بر این پسر

سلاله ی پیمبر و مبشّر پیام حق
که دیده بس شکنجه تا زنده شود مرام حق
مبیّن اصول دین مفسّر کلام حق
داده به دست مهدی‌اش رسالت قیام حق

که بعد من امام بر جوامع بشر تویی
مهدی منتقم تویی امام منتظر تویی

رفت یکی ز شیعیان به پیشگاه حضرتش
برای حاجتی ولی اذن نداد خجلتش
امام را ببین که چون داشت خبر ز ذلتش
نخوانده گفت پاسخش نگفته داد حاجتش

ز یک اشاره از کف امام کامیاب شد
به قدر احتیاج او خاک طلای ناب شد

ای جلوات کبریا جلوه گر از جمال تو
کتاب تفسیر تو خود آیتی از کمال تو
من که ز پا نشسته‌ام به درگه جلال تو
امید رحمتم بود، ز لطف بی زوال تو

«مؤیدم» گدای تو بر آستان مهدی‌ات
امید آن که خوانی‌ام ز دوستان مهدی‌ات

شاعر: سید رضا مؤید
منبع

مدح امام حسن عسگری علیه السلام؛ حاج غلام‌رضا سازگار


ولادت امام حسن عسکری علیه السلام
برای مشاهده در اندازه واقعی روی عکس کلیک نمایید

 
مدح امام حسن عسگری علیه السلام از زبان حاج غلام‌رضا سازگار
 
گلشن توحید آباد امام عسکری است
دل بهشت نور با یاد امام عسکری است
جنت موعود میعاد امام عسکری است
مژده یاران عید میلاد امام عسکری است

کیست این مولود فرزند علی مرتضاست
قره العین علی بن جواد بن الرضاست

درّ ده دریا و بحر یک دُرِ ناب خدا
نجل هادی آفتاب حسن مصباح الهدی
رهروان را رهنما و رهبران را مقتدا
سرّ بعد از انتها و نور قبل از ابتدا

هم زکی هم عسکری هم نام نیکویش حسن
رخ حسن خُلقش حسن خَلقش حسن

ماه ده برج شرف خورشید حُسن پنج تن
عسکرش جن و ملایک خود ولی ذوالمنن
مهر او شیرین تر است از جان شیرین در بدن
نام نیکویش حسن چشم و چراغ بوالحسن

صد بهشت لاله ی توحید در لبخند اوست
عالمی در انتظار مقدم فرزند اوست

گر چه عمری در میان دشمنان تبعید بود
دوستان را رهنما در عالم توحید بود
در درون ابرهای تیرگی خورشید بود
شیعه را در موج ظلمت پرتو امید بود

با وجود آن بهین نجل بتول طاهره
کعبه ی امّید خلق عالمی شد سامره

نقش وجه الله اعظم حُسن بی مانند او
می درخشد یک محمد نور در لبخند او
گردن تسلیم خلقت تا ابد در بند او
حجه بن العسکری گوید منم فرزند او

با وجود آن همه تبعید و دوران کمش
ریزه خوار سفره ی فضل و شرف شد عالمش

ای فروزان ماه عالم در حجاب سامره
گشته بر دور مزارت آفتاب سامره
بوتراب بوترابی در تراب سامره
بر رحمت گشته از فیضت سحاب سامره

اختران آسمان در ظلّ دیوار توأند
آسمانی ها زمین بوسان زوّار توأند

سامره یک آسمان توحید دارد در بغل
سامره یک کعبه ی امید دارد در بغل
سامره دو ماه و دو خورشید دارد در بغل
سامره ماهی که نتوان دید دارد در بغل

روز و شب دائم سلام خلق و حیّ داورت
بر تو و باب تو و برعمه و بر همسرت

باب تو همچون تو وجه الله ذوالمن پرورد
عمه‌ات در وادی جان طور ایمن پرورد
مکتب مهر و وفا در قلب دشمن پرورد
نرگست ریحانه چون مهدی به دامن پرورد

فرشیان در عرش می گردند گرد حائرت
روح می گیرند از فیض دعای زائرت

ای قرار دل که دل شد بی قرارت یا حسن
جان خوبان جهان یکسر نثارت یا حسن
ماه نرگس بوسه گیرد از مزارت یا حسن
روح، مرغ کوچکی در شاخسارت یا حسن

ده ولی الله اعظم را سرور سینه ای
یک جمال و چارده خورشید را آیینه ای

تا گشودی لب، بهار معرفت آغاز شد
مرغ جان بر شاخسار علم در پرواز شد
رهروان علم را پیوسته کشف راز شد
سرّ کفر افشا شد و مشت نصارا باز شد

ای فدای دانش و فضل و کمال و علم تو
می طراود خُلق و خوی مصطفی از حلم تو

خاک راه زائرت از مشک و عنبر بهتر است
ریگ صحرایت ز لعل و درّ و گوهر بهتر است
مهر تو از کل نعمت های داور بهتر است
مدح تو از جان شیرینم به پیکر بهتر است

هر که بودم هر که هستم یا امام عسکری
خویشتن را بر تو بستم یا امام عسکری

گر چه خارم سر بر آوردم ز بستان شما
با عنایات شما گشتم ثناخوان شما
رنگ و بو بگرفتم از باغ و گلستان شما
این من و دست تهی این لطف و احسان شما

تا ثنا خوان شمایم سرفراز عالمم
دست بوس میثم دار ولایت، «میثمم»

شاعر: حاج غلام‌رضا سازگار
منبع