بایگانی برچسب: s

دلــم هـوای تو کرده شه خراسـانی


مشهد, حرم امام رضا علیه السلام
برای مشاهده در اندازه اصلی روی تصویر کلیک نمایید

 
دلــم هـوای تو کرده شه خراسـانی
چه می شود که بیایم حرم به مهمانی

دلــم زکثرت زشتی بریده آقاجان
عنایتی که بیایم تویی که درمانی

مرا و گریه شبی در حریم تو کافی است
رفیق گـریـه‌ی من،گریــه‌های طوفانـی

بیا و زندگی‌ام را چنین مهیا کن
که پیـش پای تو آقا شوم قربانی

تمام آنچه که دادی مرا،زکف دادم
ببین که دشت پر از گل شده بیابانی

چه می شود که قیامت بگویم این جمله
دلــم هوای تو کرده شه خراسـانی

شاعر: علی بهزادپور
منبع

آمدم ای شاه پناهم بده

آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده

ای گل بی‌خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حریمت مَثل کهرباست
شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین منند
بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی
جمله حاجات مرا هم بده

آن چه صلاح است برای «حسان»
از تو اگر هم که نخواهم بده

شاعر:‌ حبیب الله چایچیان (حسان)

دانلود تصنیف صوتی با صدای استاد کریم‌خانی ( ۳٫۷ مگابایت)

ایها الغریب

خورشید سر زد از سحرت أیها الغریب
از سمت چشم های ترت أیها الغریب

تو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدی
باران گرفت دور و برت أیها الغریب

جاری ست چشمه چشمه قدمگاه تو هنوز
جنت شده ست رهگذرت أیها الغریب

تو آفتاب رأفتی و کوچه کوچه شهر
در سایه سار بال و پرت أیها الغریب

با این همه، غریبِ غریبان عالمی
داغی نشسته بر جگرت أیها الغریب

از کوچه های غربت شهر آمدی ولی
داری عبا به روی سرت أیها الغریب

آقای من! نگو که تو هم رفتنی شدی
زود است حرف از سفرت أیها الغریب

شکر خدا جواد تو آمد ولی هنوز
بارانی است چشم ترت أیها الغریب

یک عمر خواندی از غم آقای تشنه لب
با اشک های شعله ورت أیها الغریب

هر گوشه‌ای ز حجره که رو می ‌کنی دگر
کرب و بلاست در نظرت أیها الغریب

در قتلگاه، لحظه ی آخر چه می کشید
جدِّ ز تو غریب‌ترت أیها الغریب

چشمان اهل خیمه دگر سوی نیزه هاست
ظهر قیامت است و سری روی نیزه هاست

شاعر:‌ یوسف رحیمی
منبع